این ما بودیم که بر روی این زمین خاکی ، پیمان آسمانی ترین عشقها را بستیم و در میان دریای آبی مهربانی ، دست در دست و چشم در چشم هم قسم خوردیم به قلب دو عاشق و حرمتی که برایشان قائل بودیم دست از هم مکشیم مگر آن هنگام که دگر گل سرخی بر روی زمین یافت نشود که هدیه دهیم به قلبهای یکدیگر !
این ما بودیم که نمی توانستیم ببینیم سرزمین چشم یکدیگر مبدل به نیستانی از اشک شود و تاب نمی آوردیم اگر ذره ای از این عشق در قلبمان کمرنگ شود . این ما بودیم که می دیدیم جدایی قلبها را از هم و باور نمی کردیم روزی را که خط بطلانی کشیده شود بر آرزوهمان .
نمیدانم چرا این گونه شد سرنوشت عشقمان در حالی که هنوز گلستانها پر بودند ز گلهای سرخ عشق !

نوشته شده به قلم نگین در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 17:57 |
لینک ثابت |