هیچ کی از رفتن من غصه نخورد.
هیچ کی با موندن من شاد نشد .
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت .
بغض هیچ آدمی فریاد نشد .
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت.
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد .
دل من میخواست تلافی بکنه از چشه هیچ کسی عاشقم نکرد.
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت ، هوا صاف خیلی هم آفتابی بود .
اگه شب می رفتم و خورشید نبود ، آسمون خوب میدونم مهتابی بود .
دم رفتن یکی گفت سفر بخیر که واسم غریب و ناشناخته بود .
اما اون وقتی رسید که قلب من ، همه ی آرزوهاشو باخته بود .
چهره ی هیچ کسی پژمرده نبود .
گلها اما همه پژمرده بودند کسایی که واسشون مهم بودم، همه شاید یه جوری مرده بودند ...

نوشته شده به قلم نگین در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 17:2 |
لینک ثابت |