تبليغاتX
تنها

تنها

آمدنت چه زیبا بود مثل یک رویا ، التماس دل بی تابت بود و بی اعتنایی چشمان من .
می دانستی آنچه را که می خواستی و من تنها چیزی که می دانستم ندانستن همه چیز بود .
دقیقه ها و لحظه ها چه به دست افکار من بچه گانه سپری شد.آنقدر حقیر نگریستم به تمامی لبخندها ؛
 غافل از آنکه روزی چنان خاطره سازند که فراموشش تو را حقیر تر از آن می دارد که از اشکی طلب جاری شدنی بکنی ... 
 
 
      
نوشته شده به قلم نگین در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 19:41 | لینک ثابت |

من نمیدانم چرا سهراب گفت:

"چشمها را باید شست جور دیگر باید دید"

من همه چیز را همانگونه که هست می بینم

آیا آن کودکی را که دراز کرده ست دست  ،

و یا آ ن گل که ز بی مهری دهر پژمرده ست ،

 و یا آن کس که از تنهایی به نوشتن ترانه دل بست ،

جور دیگر دیدنش انصاف هست ؟!

 وقتی می بینی که زنی با فریاد بهر فرزندانش تن به هر کاری داد... ،

وقتی می بینی که غروب خورشید همه جا را گرفته چون باد... ،

وقتی می بینی که همه غمگینند با نقاب گشتند شاد... ،

وقتی می بینی که سکوت در ظلمت با هزار آه و صد ها فریاد ناله ها را سر داد... ،

باز هم میگویی جور دیگر باید دید ؟!

 وقتی خط به خط متن های همه نیست جز آه... ،

 وقتی مرده ن همه در شهر سیاه... ،

 وقتی که بر لب هر پیر و جوان هست : "زندگیم گشت تباه "...

 باز هم میگویی جور دیگر باید دید ؟!

 با هزار خنده تلخ میگویم که به این حرف تو باید خندید...!!

 شا ید آن روز که سهراب میگفت:
"تا شقایق هست زندگی باید کرد"
خبر از داغ دله نسترن سرخ نداشت...

 شاید آن روز سهراب به قد قامت موج ایمان داشت !!
شاید آن روز سهراب...!

نوشته شده به قلم نگین در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 15:3 | لینک ثابت |

... و خدا نزدیک است

او همین واحد بالایی ما می شیند

من رفیقم با او

گاه گاهی به سراغش روم و گاه سراغم آید

با هم از خویش سخن می گوییم

من و او مدتها است ،

درد دلهای فراوان داریم .

بیشتر، صحبت من گرم کند محفل ما را چون او

کم سخن گوید و در دل ریزد ،

همه ی دردش را .

هر زمان خانه ی او مهمانم ،

او پذیرایی گرمی کند و چایی داغی ریزد

و برایم با صوت

متن قران خواند .

گاه اگر پیش آید ،

من برایش شعر از ،

حافظ و سعدی و سهراب سپهری و فریدون مشیری خوانم .

گاه از فرط غرور ،

چند بیت از غزل و شعر خودم می خوانم .

گاه او می رنجد

از من اما

         _ کافی است  ،

یک (( غلط کردم )) خالی ولی از روی صداقت گویم ،

تا ببخشد من را .

او دلش می گیرد ،

که چرا گاه همین واحد پایینی ما ،

حرمت بودن او را راحت ،

زیر پا می شکنند .

یا همین خانه ی پشتی هرگز

پاسخ دعوت مهمانی او را ندهند ...

او ولی باز به دل ریزد و حرفی نزند .

وقتی از واحد او می خواهم ،

بروم خانه ی خود

او به من می گوید

باز هم سر بزن و حالی پرس

چون غریبم اینجا !

من در آغوش کشم با همه احساس و وجودم او را

گونه اش می بوسم

و در آخر با اشک

دستی از دور تکان می دهم و می آییم ،

واحد پایینی ...

لیک هر وقت دلم می گیرد

باز در خانه ی او مهمانم

چون خدا نزدیک است

او همین واحد بالایی ما می شیند ...

 

نوشته شده به قلم نگین در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 9:36 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://negin-setare.blogfa.com. all right reserved
Design by BAHAR-20

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

حتی اگر تنهاترین تنهایان باشم
باز هم خدا هست
او جانشین تمام نداشتنهاست ...

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
:BAHAR20:


نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386


پیوندها
احساسش کن
طـــراح قـــالــب
نوشته های رنگی
طـــراح قـــالــب
آنی شرلی
طـــراح قـــالــب
بشرا , مونا
طـــراح قـــالــب
ماه و افسانه
طـــراح قـــالــب
نقشه غارتگر
طـــراح قـــالــب
چراغ راه
طـــراح قـــالــب
عصر تشنگی
طـــراح قـــالــب
فاصله
طـــراح قـــالــب
بیا تو منتظرت بودم عزیزم
طـــراح قـــالــب
فاصله 2
طـــراح قـــالــب
مسیر زندگی
طـــراح قـــالــب
همه چیز
طـــراح قـــالــب
درخشانترین تاریکی
طـــراح قـــالــب
hatman behesh sar bezan
طـــراح قـــالــب
گاهی نگاهی به آسمان
طـــراح قـــالــب
شاد بمون
طـــراح قـــالــب
شعرهایی برای هیچکس
طـــراح قـــالــب
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ
طـــراح قـــالــب
< < آموزش قالب كدجاوا> > < onLoad and onUnload Example

قالب و كدهاي جاوا > < قالب و كدهاي جاوا >

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ