تبليغاتX
تنها

تنها

سلام بر امیر کاروانی که به حج میرود تا کعبه ای شش گوشه بنا کند

اینجا صفا ، ساقی لب تشنه است !

و طواف ، زیر سم اسبان !

و تقصیر ، سر دادن !

اینجا قربانی بهتر از علی اصغر نخواهی یافت !

و عجب اینکه سر حسین ، هدف رمی جمرات است !

======================================================================

با آنکه تنها یک تصویر است اما انگار هر یک از تصاویرش از یک برگ دفترچه س خیال ذهن گرفته شده ، هر دسته از رنگها و نقش و نگارش ، عالمی دور را به یاد آدمی می اندازد که چه گوهری می زیسته ، و اکنون غریوی از انتهای وجود بیداد میکند که : ای کاش من فدای قطره ای از خون ریخته ی تو شوم مولاجان !

آه آسمان چنان گرفته است و چهره اش را در هم برده که انگار دیگر هرگز خورشید باز نخواهد گشت ! آسمان ، بغضی گلویش را گرفته ؟ آیا چه چیزی سبب شده که نخلها کمر در برابر اسب سفید تیر خورده ای خم کنند ؟ آیا غصه ی از دست رفتن چه کسی سبب شده که نقاش چنان تصور کند که اسب سفیدی ، قطره ای اشک به روی صورتش آشکار شود ؟ چه کسی اهای جلوی اسب را گرفته ؟ چه جامه ی سیاهی وشیده ! چه با وقار و متانت به روی اهای اسب آرمیده ! آن بانوی دیگر کیست که در میان دیگران ایستاده و سرش را به زین اسب تکیه داده ! آن بانوی دیگر کیست که وجودش را هاله ای از غبن و اندوه فرا گرفته ؟ او چرا جامه ی سیاه وشیده ؟اینان کیانند که سر بر زانوی یکدیگر نهاده اند و انگار که چنان ناراحتند که هرگز سر از زانوی یکدیگر بر نمیدارند و برای همیشه به عالم ابدیت پیوسته اند !

زمین چنان خشک و ترک خورده است که انگار هزاران فریاد از درون هر شکاف بر می آورد که : وامحمدا!واعلیا! آسمان خون گریه کن !

این صدای گریه ی زینب است ، صدای ضجه ی سکینه است ، صدای جان دادن رقیه است ، صدای انفجار ظلم و ستم بر آل محمد است.کبوترهای خسته و خونین بال ... و ذوالجناح ...

چگونه مرا آرام و قرارم باشد وقتی که دیگر زمین آرام و قرار ندارد ؟ چگونه دلم بی تابی نکند وقتی که فرزندان حسین ، امانتهای به دست زینب سپرده شده ، یکی پس از دیگری روحشان ، جسمشان را وداع میگویند و به پدر می شتابند ؟! چگونه برایم صبری باشد وقتیکه زینب آن اسوه ی صبر ، زیر بار این مصیبت به یکباره کمرش خم و موهایش پید شدند ؟! چگونه زنده بمانم وقتی که ماه شبهای تیره و تار من نیست ؟! من ۱۴۰۰ سال پیش مرده ام ! اینجا هم دیگر از حیات نشانه ای نیست . و فق پرچمهای سیاه پوشند که از خود حرکتهای به دست باد را نشان می دهند .

 همه زنده اند اما با مردگان دگرگون شده یکسانند !   

نوشته شده به قلم نگین در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت 16:22 | لینک ثابت |

Copyright (C) 2008, http://negin-setare.blogfa.com. all right reserved
Design by BAHAR-20

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

حتی اگر تنهاترین تنهایان باشم
باز هم خدا هست
او جانشین تمام نداشتنهاست ...

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
:BAHAR20:


نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386


پیوندها
احساسش کن
طـــراح قـــالــب
نوشته های رنگی
طـــراح قـــالــب
آنی شرلی
طـــراح قـــالــب
بشرا , مونا
طـــراح قـــالــب
ماه و افسانه
طـــراح قـــالــب
نقشه غارتگر
طـــراح قـــالــب
چراغ راه
طـــراح قـــالــب
عصر تشنگی
طـــراح قـــالــب
فاصله
طـــراح قـــالــب
بیا تو منتظرت بودم عزیزم
طـــراح قـــالــب
فاصله 2
طـــراح قـــالــب
مسیر زندگی
طـــراح قـــالــب
همه چیز
طـــراح قـــالــب
درخشانترین تاریکی
طـــراح قـــالــب
hatman behesh sar bezan
طـــراح قـــالــب
گاهی نگاهی به آسمان
طـــراح قـــالــب
شاد بمون
طـــراح قـــالــب
شعرهایی برای هیچکس
طـــراح قـــالــب
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ
طـــراح قـــالــب
< < آموزش قالب كدجاوا> > < onLoad and onUnload Example

قالب و كدهاي جاوا > < قالب و كدهاي جاوا >

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ