خدای بی همتایم را سپاس به خاطر تمامی نعمتهایی که بدون استحقاق به من بخشده و من هرگز قادر نگشتم تا آنان را به شماره آورم چه رسد که شکر تمامی را به جای آورم
و میدانم که مرداب نفس مرا جایگاه هیچ گونه زلالی نیست مگر به عنایت خداوندی او پس حمد و سپاس میگویم او را تا از من راضی گردد و چون از من راضی گشت باز حمدش گویم برای رضایتش
بزرگی که هر چه در دریا دریا وجود او نمور میکنم هر لحظه گوهری ارزنده تر می یابم که با دنیا دنیا ثروت قابل سنجش نیست
بهشت وجودش را هیچ منظره ی ناموزونی نیست...
او را میخواهم تا بی نهایتها ولی او چیزی نیست که برای من شود . و همه چیز از او و از آن اوست ! و من از اویم . وجودم با وجود او هست و من بی او هیچم بی او با نیستی قرینم !
این منم من ! من که میتواند در چشم به هم زدنی نیست و نابودم کند . کان لم اکن شیئا مذکورا !
سپاس اویی را که بی نهایت دوستش میدارم و او به من مشتاق است و من به او محتاج!
دلم براش زیادی تنگیده بود واسه همین از این جا بهش نزدیک شدم ...
التماس دعا 
نوشته شده به قلم نگین در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 20:22 |
لینک ثابت |