صدايت آرام بود نمي دانم ميان كدامين تلاطم اسير گشتم !! فكر مي كني زمان عاشقي فرا رسيده باشد ؟! خش خش برگها لالايي رفتنت شد سكوت را در كدامين پستو پنهان كردي ؟ من از هجوم آرام صدايت به ارتفاغ پست نيستي هاي مردد هجرت كردم ... .... بخوان طراوت مطلق ! ببين براي عاشقانه هاي دوباره چه زود پير گشته ام ...

نوشته شده به قلم نگین در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 16:8 |
لینک ثابت |